کمپین تبلیغاتی

 

لینک مطلب:

تاریخ درج مطلب: ۲۷ شهریور ۱۳۹۰

روز چهارشنبه مورخ ۲۳ مرداد ۱۳۹۰، در سازمان مدیریت صنعتی جمع حدود ۱۲۰ نفری از مدیران و کارشناسان بنگاههای اقتصادی به همت مدیران لایق و جوان مدیران آن‌لاین، آقای مهندس شاکری و خانم مهندس مفاخری، گرد آمده بودند.

برنامه شامل دو قسمت بود. قسمت اول در قالب سخنرانی برگزار شد با حضور اینجانب و همراهان خوبم دکتر فرزاد مقدم و مهندس امیر بختایی که هر دو تجربیات خوبی در حوزه تبلیغات دارند و قسمت دوم برنامه میزگردی با عنوان “چگونگی طراحی کمپین تبلیغاتی و شناخت رسانه های مختلف” بود با حضور آقای دکتر مهدی بوترابی، مدیر و مؤسس سایت پرشین بلاگ به نمایندگی از رسانه های اینترنتی، آقای وحید حائری، مدیر تولید مرکز توسعه ارتباطات روزنامه همشهری به نمایندگی از رسانه های چاپی، آقای علیرضا ناطقی، نماینده شبکه جهانی ۲۰، به نمایندگی از رسانه های تصویری، و آقای کیا، مدیر تبلیغات ناوگان شهری و مترو.

در شروع قسمت اول اینجانب مطالبی را به سمع حضار عزیز رساندم که در یادداشت می‌آید:

آمیزه ترویج:

امروزه برای برقراری ارتباطات با مشتریان بنگاههای اقتصادی و سازمانها از شش ابزار استفاده می‌کنند که مجموعاً به آنها آمیزه ترویج گفته می‌شود. به طور خلاصه این شش ابزار توضیح داده می‌شوند:

۱- فروش حضوری:

منظور از فروش حضوری این است که آیا نیروهای میزپذیرش خصوصاً کارشناسان فروش و ویزیتورهای آنها چنان شایسته انتخاب شده‌اند و آموزش دیده‌اند که تیپ ظاهری و تیپ باطنی آنها معرف خوبی برای سازمان ما باشد و مشتریان و سایرین از دیدن آنها به این بیندیشند که با یک سازمان و شرکت حرفه‌ای و شایسته طرف خواهند بود. پس نیروهای میز پذیرش خودشان با پندار نیک، گفتار نیک، و کردار نیک‌شان می‌توانند به‌عنوان یک ابزار ترویج و شناساندن شرکت عمل کنند.

۲- بازاریابی مستقیم:

منظور از بازاریابی مستقیم ارتباط بی‌واسطه بین شرکت و مشتریان است با این تفاوت که این ارتباط حضوری نیست. مواردی چون بازاریابی تلفنی- ایمیل مارکتینگ- نامه و فکس مستقیم و… جزء بازاریابی مستقیم طبقه‌بندی می‌شوند بدیهی است هر یک از این موارد اصول خود را دارند و شایسته است با یادگیری و به‌کارگیری درست آنها در برقراری ارتباط مؤثر با مشتریان و شناساندن صحیح شرکت و سازمان به آنان اقدام کنیم.

۳- روابط عمومی:

روابط عمومی یا تبلیغات غیرمستقیم به ابزاری از آمیزه ترویج گفته می‌شود که از طریق دیگران نظیر ارتباط شایسته با اساتید دانشگاه یا خبرنگاران و… سبب شویم تا آنها در مقالات، سخنرانی‌ها و … از مثالهای شرکت ما استفاده کنند.

البته تبلیغات درون فیلمی و سایر اقسام تبلیغات پنهان نیز جزو روابط عمومی طبقه‌بندی می‌شوند. یادمان باشد روابط عمومی سازمان ما دو وظیفه مهم به عهده دارد یکی گسترش خوشنامی شرکت و دیگری خنثی‌سازی شایعات بد علیه شرکت و این دو هم از طرق تبلیغات غیرمستقیم می‌توانند اجرایی شوند.

۴- چاشنی‌های فروش:

منظور از چاشنی‌های فروش به‌کارگیری تمام مواردی است که بتواند سبب ارتقاء رضایت‌مندی مشتریان بشود و مواردی چون هدایا، مسابقات و حتی نمایشگاه‌ها از چاشنی‌های فروش هستند.

۵- تبلیغات:

تبلیغات ارسال یک پیام از سوی فرستنده که همان شرکت یا سازمان ما می‌باشد، به گیرنده هدف است که از طریق یک رسانه صورت می‌گیرد امروزه رسانه‌های متنوع و فراوانی در معرض استفاده شرکت‌ها هستند.

۶- بازاریابی حسی:

بازاریابی حسی با به‌کارگیری شیوه‌های نو و متفاوت و همچنین شیوه‌های قدیمی‌تر سعی دارد حواس پنج‌گانه مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد و برای او یک تجربه زنده از برند ایجاد کند. تحقیقات نشان داده است که فردی که در معرض بازاریابی حسی قرار می‌گیرد، حداقل به ۱۷ نفر این تجربه را منتقل می‌کند و چون در ایران ما در معرض فرهنگ شفاهی هستیم، لذا این ابزار می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

مجموع ابزارهای شش‌گانه فوق عملیات شناساندن از مجموعه فعالیتهای شناسایی- شناساندن و رضایت مارکتینگ را انجام می‌دهند. ما با شناساندن سعی داریم ارتباطات شایسته و مؤثرتری با مخاطبان هدف برقرار کنیم. و برای این مهم باید کمپین تبلیغاتی داشته باشیم.

کمپین تبلیغاتی

در یک کمپین مؤثر تبلیغاتی توجه به ده نکته زیر حائز اهمیت است تا از کمپین مربوطه اثربخشی و کارایی مورد انتظار به دست آید.

۱- برنامه‌گرا بودن کمپین:

یک کمپین تبلیغاتی یک برنامه است است و برنامه پیش‌بینی‌هایی است که برای رسیدن به یک هدف یا اهداف از پیش تعیین‌شده صورت می‌گیرد.

۲- هدف‌گرا بودن:

اهداف یک کمپین تبلیغاتی می‌توانند از هدفهایی نظیر آگاهی دادن، ایجاد کنجکاوی، ایجاد علاقه، متقاعدسازی، اقدام به خرید یا یادآوری یک برند و نام در ذهن مخاطبان هدف تشکیل شود.

۳- جامعیت‌گرایی:

یک کمپین تبلیغاتی باید از مجموعه ابزارهای ترویج تا حد امکان بهره بگیرد و سعی کند با نگرش جامع و سیستمی ابعاد مختلف ارتباطات مؤثر را مورد شناسایی و اقدام قرار دهد.

۴- اطلاعات پایه:

یک کمپین تبلیغاتی نظیر تمام فعالیتهای دیگر بازاریابی می‌بایست برپایه اطلاعات درست و بموقع باشد تا بتواند ریسک تصمیم‌گیری غلط را کم کند.

این اطلاعات می‌تواند شامل وضعیت اقتصادی بازار- تحلیل موقعیت یک شرکت و وضعیت محصولات آن در مقایسه با رقبا در بازار- بررسی رفتار مشتریان و مصرف‌‌کنندگان نهایی و… باشد.

۵- زمان‌مند بودن:

کمپین تبلیغاتی یک پروژه است و پروژه طبق تعریف به فعالیتی گفته می‌شود که نقطه شروع و نقطه انتهای مشخصی دارد.

۶- بودجه مشخص:

کمپین تبلیغاتی چون می‌بایست به تصویب کارفرما برسد و بودجه لازم برای عملیاتی شدن آن پیش‌بینی شود می‌بایست با عدد و رقم باشد. شیوه‌های مختلفی برای تعیین بودجه وجود دارد اما من مؤثرترین شیوه را شیوه مبتنی بر هدف و کار می‌دانم. می‌توانید در کتابهای بازاریابی در مورد این شیوه اطلاعات بیشتری کسب کنید.

۷- پیام ثابت و خلاقانه:

در طراحی و اجرای یک کمپین تبلیغاتی از ابزارهای مختلف و خلاقیت‌‌های افراد استفاده می‌شود. اولاً توصیه می‌کنم کارهای رقبا را در مورد مربوطه بررسی کنید، شما باید کاری متمایز انجام دهید، ضمن حفظ تمایز و خلاقیت در شناساندن مؤثر و متفاوت به بازار هدف به این نکته مهم توجه داشته باشید که تمام ابزارهای شما باید در یک راستا باشند و روایت یکسانی را به مخاطب برسانند. به همین دلیل است که سازمانهای موفق دنیا ازشعار یکسان- رنگ سازمانی مشخص و… استفاده می‌کنند.

۸- رسانه‌های شایسته:

امروزه حیطه رسانه‌ها و تنوع آنها بسیار زیاد شده است. سعی کنید متناسب با مخاطب هدف، رسانه‌ها را انتخاب کنید؛ برای مثال اگر مشتریان شما بازار صنعتی هستند و مثلاً تعداد آنها حدود ۵۰۰ نفر است بهترین رسانه همایش است، اما اگر در بازار مصرفی فعالیت می‌کنید ناچار هستید با صرف هزینه بیشتر از رسانه‌های پر پوشش استفاده کنید، اما تمایز همیشه شما را موردتوجه مخاطب قرار می‌دهد.

باز هم تأکید می‌کنم سعی کنید از بسته‌ای از رسانه‌های مختلف و مرتبط استفاده کنید.

۹- سنجش‌گرا:

یک کمپین تبلیغاتی مؤثر حتماً باید ابزارهای سنجش پیش‌آزمون و پس‌آزمون در آن بخوبی لحاظ شده باشد و واقعاً تا حد زیادی بتوانیم اثرات اجرای این کمپین را با در نظر گرفتن دو شاخص اصلی یعنی مراجعه مشتریان و برقراری تماس با شرکت بسنجیم.

۱۰- هم‌راستا بودن با برنامه‌های کلی شرکت:

این آخری را عمداً در آخر آوردم همان‌طور که می‌دانیم یک شرکت می‌تواند استراتژی‌های مختلف نظیر استراتژی‌های کلان- استراتژی کسب‌وکار و استراتژی‌های وظیفه‌ای داشته باشند.

کمپین تبلیغاتی خود زیرمجموعه استراتژی بازاریابی است و استراتژی‌ بازاریابی زیر مجموعه استراتژی‌ کسب‌وکار است.

نکته مهم این است که ما می‌بایست یک نگرش IMC به معنای سیستم بازاریابی یکپارچه را در کمپین خود در ارتباط آن با سایر استراتژی‌ها و  برنامه به‌کار بگیریم و مواظب باشیم تا این برنامه‌ها در خنثی کردن هم عمل نکنند.

لازم می‌دانم از توضیحات مفید دکتر مقدم و مهندس بختایی تشکر و قدردانی کنم و باز هم از مهندس شاکری و سرکار خانم مهندس مفاخری بابت زحمات‌شان در گردآوری این جمع پرشور سپاسگزارم.

سبز باشید


 

/ 0 نظر / 25 بازدید